در محضر حضرت آیت الله العظمی بهجت
علاج ریا و ارزش دانش
یکی از فضلای حوزه علمیه قم چنین می نگارد :
از محضر ایشان سوال شد : گاهی انسان تصمیم می گیرد کار خیری را برای خدا انجام دهد و اخلاص کامل را رعایت نماید ، اما وسوسه های شیطانی دیگر همچون شهرت طلبی ، ریا کاری در نزد مردم ، خوشنام شدن ، و... در ذهن انسان خطور می کند آیا این خطورات هم ریا محسوب می شود و عمل را بی ارزش می کند ؟
در پاسخ فرمودند : ریا در عبادات است و عباداتی که ریا دارد حرام است و یعضی گفته اند : ریا در عبادات مبطل هم هست ،در غیر عبادات ریا اشکال ندارد .
ولی خود ریا می تواند راه چاره و علاج ریا باشد . به این صورت که با تاملات صحیح ریا را بالا برد ! مثلا گاهی انسان می خواهد پیش رئیس شهربانی احترامی پیدا کند و توجه او را به خودش جلب کند ، پیش پاسبانی میرود و سعی می کند نظر او را جلب کند و سپس او را بین خود و رئیس شهربانی واسطه قرار دهد . در اینجا انسان خوب است با خود بگوید : این پاسبان که تنها واسطه است و اگر هم کاغذی بنویسد و وساطتی کند باز دست آخر خود رئیس شهربانی باید پای ورقه را امضا کند . پس خوب است مستقیما نظر خود رئیس شهربانی را جلب کنم که مقام بالاتری است و اصلا کار خوب و عمل نیک را مثلا به خود رئیس شهربانی نشان دهم . یعنی برای مقام بالاتر ریا کنم ! همچنین اگر انسان عاقل باشد و توجه پیدا کند که مقامی بالاتر از رئیس شهربانی ( مثلا وزیر ، نخست وزیر ، و رئیس جمهور ) وجود دارد ، می گوید : خوب است کار خیر و عمل نیک خود را به وزیر یا به نخست وزیر و بالاخره به مقام بالاتر نشان می دهم ! یعنی همیشه انسان باید ریا را برای مرتبه اقوی انجام دهد . اگر چنین باشد ، در واقع می توان گفت ریا علاج ریا می شود .
بنابراین ، اگر در عبادات نیز نسبت به اقوی و بالاترین موجود یعنی خداوند ریا کنیم اشکال ندارد و علاج ریا می شود .
در زمینه ریا در روایت آمده است : « کسانی که در هنگام نماز به این سو و آن سو نگاه می کنند تا مردم آها را تماشا کنند ، به صورت حمار محشور می شوند . » واقعا هم همین طور است ، آیا این حماریت نیست که آدم جلو وزیر و رئیس شهربانی به پاسبان نگاه کند ؟ حماریت است آقا . ولی خوشمان می آید ، با این حماریت ساخته ایم ! از طرفی اگر به ما حمار بگویند ناراحت می شویم و بدمان می آید !ولی باید گفت : کار شبانه روزی تو همین است چرا بدت می آید ؟!
لکن امان از بی سوادی و بی علمی ، این بی سوادی آدم را به جای مکه به ترکستان می برد ، از روز اول همین بی سوادی ابلیس دشمن ، آدم را بیچاره کرد . خود او هم گفت : ای خدا ، همه بندگانت را گمراه می کنم .( سوره ص ، آیه 83 ) او نیز جاهل بود و با اینکه پیش از آن عابد بود ،ولی علم نداشت و ناقص بود ، در مورد سجده در برابر آدم ( ع ) به خدا گفت :« سجده نمی کنم ،چون مرا از آتش آفریدی و او را از گل» .( سوره ص ،آیه 76 )
خوب این صغرای قضیه بود . کبرای برهانش را ببین که هر کس از آتش است بالاتر و هر کس از خاک است پایین تر است ؟! خوب باید پرسید : به چه دلیل و به چه برهانی چنین است ؟ این لباس ظاهری که ملاک نیست ، شما ببینید تناسب و زیبایی حیوانی مثل طاووس و دیگر حیوانات چه قدر است . روحانیت جن و ملک هم با روحانیت انسان مقاسیه نمی شود ، روح انسان هر چند لباس گلی به تن دارد ولی بسیار می تواند اوج بگیرد و بالاتر برود . اصلا لباس که ملاک نیست ، آیا اینکه یکی عبای نائینی داشته باشد و دیگری عبای افغانی ، نشانه کمال و نقص است ؟ ما هم اگر بی سواد شدیم مثل ابلیس می شویم و به ضلالت می افتیم ،لازمه ضلالت هم این است که تعدی می کند ، یعنی انسان گمراه و ضال ،مضل و گمراه کننده نیز می گردد و می خواهد دیگران هم مانند خود کند ، پس بترسید از بی سوادی .
این از بی سوادی است که آن آقا می گوید : قرآن فرموده: « زمین را برای خلایق آفرید » (سوره رحمن ، آیه 10 ) پس معنایش این است که هیچ میزی (تفاوت و اختلاف ) نیست و همه در مالکیت و در بهره وری از زمین یکسانند ، او نمی داند که این « لام » لام عاقبت و انتفاع است ، و نمی داند باید روایاتی را نیز که مفسر آیه است ملاحضه کرد . آین آدمهای بی سواد ، مردم مثل خود را هم گمراه می کنند ، اول با قرآن جلو می آیند ولی هدف این است که همین قرآن را از دست مردم بگیرند ، کار به جایی می رسد که می گوید : قرآن را بسوزانیم .
البته ما به این امر می خندیم ، ولی واقع همین است که اگر در استدلال قوی نباشیم دشمنان بر ما غالب می شوند ، آنها پول خرج می کنند همین بی سوادها را با پول می خرند . و در نتیجه این بی سوادی ، دین درست می کند . آن بهائی گفته است که : اصلا در قرآن شما نیز به « سید علی محمد باب » اشاره شده است و همین « حم عسق » ( سوره شوری آیه 1 و 2 ) یعنی « قائم سید علی محمد » البته باید از چپ بخوانید !
آقا ، پس ما برای تمام مطالب محتاج علم و استدلالیم و بیشتر از هر چیز به اینها محتاجیم ؛ زیرا مسئله ، مسئله دین است باید در مقابل این بی سوادی و جهال وارداتی بایستیم . اینها روی افرادشان کار می کنند ، لازم نیست رسوا هم بشوند زیرا این افراد بطور مخفیانه پول می گیرند .
پس ما باید علم کلام را خوب یاد بگیریم و در برابر اینها پاسخگو باشیم ، وگرنه گرگها ما را می خورند آن چنان که به هضم رابع برسند!!
منبع :
کتاب برگی از دفتر آفتاب
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
ماه هاشمیان
وقتی مغازه دار یهودی با «سلام» مرجع تقلید مسلمان شد
فتنه های قبل از ظهور از زبان امیر المومنین ( ع )
نگاه عارفانه به قبل از موت
حکم ازدواج با محارم در بهائیت چیست؟
نقش روحانیت در مبارزه با فرقه بهائیت
بالاتر از ملاقات با امام زمان(عج)
عواملی که باعث ترس از مرگ می شوند!
ثواب روزه ماه رجب
[عناوین آرشیوشده]